الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
92
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
« وَيُضِلُّ اللَّهُ الظّالِمِينَ » . « 1 » و « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ يَهْدِى مَن يَشآءُ » « 2 » مرتفع مىگردد . بنابراين اطلاق اين اسما بر غير خدا ، در هر مورد كه منع شرعى نداشته باشد و يا اذن شرعى وجود داشته باشد ، مانعى ندارد و برحسب لغت هم صحيح است ، و استناد اين افعال به وسايط و عاملين آن نيز شرك نمىباشد ، و گفتن اينكه : نبىّ يا وصىّ يا ملك او را زنده گردانيده ، به اين ملاحظات اشكال ندارد ، چنانكه شفا را كه به واسطه دوا حاصل مىشود ، به دوا نسبت مىدهند ، شفايى را هم كه بدون وسايط طبيعى ، در اثر توسّل به نبىّ يا ولىّ حاصل مىشود و عامل و واسطهء آن نبىّ يا ولىّ است ، به آن عامل ؛ مثل عيسى بن مريم و موسى بن جعفر عليهم السلام « 3 » نسبت مىدهند و حتى به قرآن و سوره حمد و دعا نيز مستند مىسازند ، هرچند شافى حقيقى و كسى كه اين كلمه بر او بدون هيچگونه مسامحه و تجويز اطلاق مىشود ، خدا است . اين مسأله كه ملائكه با افرادى از بشر ، با علم و اختيار و توجّه خودشان يا با عدم علم ، در مسير اجراى مشيت الهى قرار مىگيرند و به آنها قدرت اماته و احيا و خلق اعطا مىشود ، تفويض نمىباشد و منافات با بطلان آن ندارد ؛ زيرا تفويض به دو معنى گفته مىشود : يكى تفويضى كه در مبحث جبر و تفويض نفى شده و « لا جَبْرَ وَلا تَفْوِيضَ » قلم
--> ( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 27 . ( 2 ) . سوره قصص ، آيه 56 . ( 3 ) . شافعى مىگويد : « قبر موسى الكاظم الترياق المجرب » رسالهء اثبات كرامات الاولياء ، تأليفشهاب الدين احمد بن السجاعى الشافعى ، ص 6 ، طبع مطبعهء ميمنية مصر .